تبليغاتX
نی زن در آستانه ی سپیده دم
تک و تنها در ابرهای سراسر آبی رنگ

وقتی تصمیم گرفتم این وبلاگ را راه بندازم به طور اتفاقی به خبری برخوردم که انتظارش را نداشتم: "سید بارت در گذشت".

خبر کوتاه بود و واضح ٬لازم به توضیح بیشتری نبود.بعد از اعلام خبر بسیاری از افراد و مجامع هنری و غیر هنری تسلیت فرستادند. اما حداکثر کاری که کردند این بود که مختصری از زندگی مرد هنرمند  را در جوانی نوشتند و تمام.

اما برای خیلی ها "سید بارت" فقط یه موسیقیدان مرده نیست! خیلی هایی که سه نسل جامعه را در بر می گیرند (یک نسل هم دوره اش و دو نسل بعدش) و این نشانه تاثیر گذاری بالای این هنرمند است.

من از نسل سوم هستم, نسلی که" پینک فلوید" رو بیشتر با "راجر واترز" و "دیوید گیلمور" می شناسد ولی در میان همین نسل هم بچه هایی هستند که نام "سید بارت" برایشان معنای دیگری دارد.

اینجا نمی خواهم آنطور که مرسوم است در مدح "سید بارت" مرثیه سرایی کنم یا داستان زندگیش را برایتان تعریف کنم که هر جایی می توانید اینها را پیدا کنید٬ فقط کافی ست سری به  گوگل و.... بزنید. می خواهم وارد دنیای "بارت" بشوم ٬ دنیای کودک وحشت زده ای که از مادرش می خواهد چراغ اتاق را خاموش نکند و برایش قصه بگوید:

"پادشاهی بود که بر سرزمینی فرمان می راند٬

اعلیحضرت فرمانروا بود٬

با چشم سیمگون شاهینی سرخ

به مردمان سکه های نقره ای می داد.

وای مادر باز هم برایم تعریف کن!

....

واژه ها در سرگردانی و رویا

معنای دیگری دارند ٬

آری اینچنین بود

زیرا تمامی اوقاتی که در ان اتاق گذراندم

خانه ی عروسک ها ٬ تاریکی و عطری کهن

و قصه های پریان٬ مرا بر فراز ابرهای جاری آفتاب

نگه می داشت.۱

"سید بارت" جوانی بیست و یک ساله با استعدادی در حد نبوغ می توانست با سه مرد دیگر پینک فلوید کاری کند که در کنار مو سیقی شگفت انگیز و تازه و اجرای بداهه نوازی های بی مانند ٬در اشعار نیز دنیای عجیب و غریب بیافریند.اشعار او در "نی زنی در آستانه ی سپیده دم " گردش شیطنت آمیز یک کودک بود در دنیاهای عجیب و غریب.اشعار "نی رن..."هم به دنیای کودکان باز می گشت هم لحن و طنینی کودکانه داشت۲.

"من یک دو چرخه دارم٬ اگر خوشت میاد سوارش بشو

ترک بندی داره و زنگی که صدا میده

و  چیزهایی خوشگل که خوش ترکیبش می کنه

 دلم می خواد به تو می دادمش٬ حیف که اون رو امانت گرفتم۳"

"بارت" مردی بود که نمی توانست با شهرت کنار بیاید ٬ آنطور زندگی با دنیای کودکانه و مالیخولیایی او سازگار ی نداشت. با مردم زندگی نمی کرد بلکه زندگی او "تک و تنها در ابرهای سراسر آبی رنگ ۴" بود و شاید غمگین مثل مترسک توی غصه ها:

"مترسک سیاه و سبز از من غمگین تر است

اما حالا دیگر به سرنوشتش تن در داده است

از آنجا که زندگی با او سر و کاری ندارد

او هم با هیچ کس و هیچ چیز کاری ندارد ۵"

"سید بارت" جوانی بود که دیگر با زندگی سر و کا ری نداشت ولی زندگی لعنتی ولش نمی کرد. دنبال راه نجات می گشت و در این جستجو با دنیای شرق آشنا شد.

مراجعه ی" سید بارت" به "ئی چینگ" در شعر "فصل ۲۴"  که در آلبوم "نی زن..." آمده است برای کسی که می خواهد این جوانک ۲۲ ساله مالیخولیایی را بشناسد یک نشانه است.او یکی از همان ها  نیست که سرخورده از تلویزیون نکبت و سینمای احمقانه و دنیای تهی و سطحی به دنبال کیفیت و معنا رو به جهان شرق نهاده؟ او با مفاهیم تازه ای برخورد کرده که در دنیای یک جوان انگلیسی شاید به معنی یک راه خروج از زندگی مدرن است.شاید شبیه سفرهای دسته جمعی هیپی های همان موقع به نپال و تبت٬ شاید مانند اقبال عجیب و غریب همان دانشجویان آمریکایی به کارلوس کاستاندا و کریشنا مورتی یا ذن . شاید مانند اقبال شدید بچه های امریکایی و اروپایی به سفر با موتور سیکلت به دل طبیعت٬ یک عصیان علیه کارخانه."سید بارت" در شعر "فصل ۲۴" ٬ تفسیر یکی از حالات پیش گویی "ئی چینگ" را که از هزاران سال پیش در بین مردم چین باقی مانده میگوید ۶:

"یک حرکت در شش مرحله کامل می شود

حرکت هفتم سر آغازی دیگر

هفت٬ شماره ی نور جوان

و زمانی شکل می گیرد که یک مرحله بر تیرگی افزوده شود

تغییر قرین کامیابی است

رفت و آمد بری از خطا

حرکت مایه ی برکت است و نیک بختی

شباهنگام"

" بارت" خیلی زود شناخته شد و خیلی زود خود را کنار کشید و به کنج عزلت خزید ولی از یادها نرفت.او هنگامی همراه با "پینک فلوید" پا به دنبای موسیقی راک نهاد که تنها مضامین این موسیقی عشق و سکس بود و تحولی ایجاد کرد که دیگر مانند آن تکرار نخواهد شد و "سید بارتی" دیگر یا "پینک فلویدی" دیگر زاده نخواهد شد.

"سید بارت" بعد از جدایی از گروه چند کار شخصی بیرون داد ولی زود از آن هم کنار کشید و تا سال ۱۹۹۱ که مادرش را از دست داد پیش او زندگی کرد .در این مدت با هیچ نشریه ای مصاحبه نکرد ٬ کار  جدیدی در زمینه موسیقی انجام نداد. حتی با نزدیکانش هم درباره گذشته کلمه ای صحبت نکرد. او در این مدت با نقاشی عمر می گذراند.

و بالاخره "سید بارت" خالق ترانه هایی همچون:"قلمروی نجوم"٬"بچه دیو"٬"راننده ی زبر دست میان ستاره ای"و بسیاری دیگر در یازده جولای ۲۰۰۶ بدرود حیات گفت.راستش خیلی دوست دارم بدانم در آخرین لحظه "بارت" به چی فکر می کرد شاید به ستاره ها :

"لیمویی سبز روشن ٬ صحنه ای دیگر

پرواز از میان آبی که زمانی می شناختی

شناور در فضا فرود می آیی٬صدا در گو شت می پیچد

دور و بر آب های یخ زده ی زیر زمین غوطه وری

برجیس و کیوان٬ اوبرون و میراندا

تیتانیا٬ نپتون٬ تیتان٬  این ستارگان هراس انگیز ۷"

روحش شاد.

-----

۱. آلبوم نی زن در استانه ی سپیده دم٬ ترانه ی مادر ماتیلدا

۲. سید ابراهیم نبوی ٬دیوار٬ص ۲۰

۳. آلبوم نی زن... ٬ترانه ی دوچرخه

۴. آلبوم نی زن... ٬ترانه ی شعله ور شدن

۵. آلبوم نی زن...٬ ترانه ی مترسک

۶. سید ابراهیم نبوی٬دیوار٬ ص۲۴

۷. آلبوم نی زن...٬ ترانه ی قلمرو نجوم

---------------------------------------------------------------

چنتا لینک در باره سید بارت:

بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

شرحی بر زندگی و آثار سید برت

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:7 توسط امین |