تبليغاتX
نی زن در آستانه ی سپیده دم
زیرزمین امن و تاریک

نمی دونم چرا همیشه نوشتن برایم کاره سختی بوده . بر عکس خواندن و یادگرفتن !
اما خیلی چیزا هست که دلم می خواهد بنویسم٬ خیلی حرفها دارم که تو دلم جمع شده.تصمیم گرفتم هر وقت توانستم بنویسم.راستش مشکل همین وقت لعنتی٬گاهی هیچ کار نمی کنم ولی بازهم وقت کم می آورم.به هر حال گاهی وقت ها  ممکن دیر بشه٬ اما سعی می کنم قطع نشه٬منظورم وبلاگ نوشتنه.بهتره زود تر برم سره اصل مطلب. 
در حقیقت این دفعه نمی خواهم درد دل کنم (شایدم یه جور درد دل باشه)٬ می خواهم از یک نوع مبارزه بنویسم. که مدتهاست در کشور ما در جریان است ٬ به نظرم یه جور مبارزه همه جانبه ی واقعیی باشه.ولی کمتر دیده شده .شایدم در نگاه خیلی ها اصلا مبارزه نباشه.بهتره روشن کنم چی می خواهم بگم:
ما و اجدادمان هیچ وقت از شر ممیز و ممیزی در امان نبودیم. قصیه یکی دوتا رژیم هم نیست .داستان چند قرن ٬البته شدت و ضعف داشته و داره.بطور طبیعی هیچ انسان آزاده و یا جریان آزاد اندیش تن به سانسور نمی دهد٬اما  ممیزی ها هم ابزارهایی برای سرکوب و از بین بردن مقاومت ها در اختیار دارند و این سرکوب ها و خذف کردن ها باعث بروز عکس العمل های مختلف از جانب افراد و جریانهای سانسور شده می شود.یکی ازاین واکنش ها بوجود آمدن جریانهای زیر زمینی است.در حقیقت صحبت من در باره ی خود سانسور نیست. مربوط می شود به جریانی زیرزمینی که در مقابل سانسور موسیقی در ایران ایجاد شده.

از بین تمام جریانهای زیرزمینی٬ موسیقی را انتخاب کردم به دو دلیل:اول اینکه یکی پر جنب جوش ترین  و پویاترین جریانهای زیرزمینی است و دومی هم اینکه بخاطر علایقم چند سالی است پیگیر سیر تحولش هستم.

***

قبل از انقلاب فضای مناسبی برای موسیقی به وجود آمده بود و خیلی جوانان با استعداد آن زمان٬ فرصت رشد پیدا کردند.در این دوران هنرمندان خوش ذوقی ظهور کردند که خیلی از آنها هم صاحب سبک بودند ٬ مانند: شهریار قنبری ٬شادروان فریدون فروغی ٬اسفندیار منفرد زاده ٬شادروان واروژان ٬شادروان بابک بیات ٬ ایرج جنتی عطایی ٬اردلان سرفراز ٬ شادروان فرهاد مهراد٬ کوروش یغمایی ٬داریوش اقبالی و... (البته این اسامی را فقط به عنوان نمونه نام بردم و هر کدام در شاخه مشخصی فعالیت می کنند که در جای خود قابل بررسی است ).

اما به فاصله ی کمی بعد از بهمن پنجاه و هفت ٬همزمان با قدرت گرفتن  هرچه بیشتر نیروهای متحجر ٬عرصه برای اهالی موسیقی (مثل دیگر جریانهای مخالف تحجر) هر روز تنگ تر و تنگ تر می شد. بعد از مدتی عملا هیچ نوع جریان فعالی در موسیقی جز موسیقی سنتی نداشنیم و اگر هم بعضا هنرمندان بصورت مستقل کاری می کردند امکان انتشار اثرشان را نداشتند.در آن شرایط بیشتر هنرمندان یا خانه نشین شده بودند یا غربت نشین .اندکی هم که هنوز امید داشتند٬ حرکت هایی انجام می دادند.مثل شادروان فرهاد ٬ ولی تاثیر چندانی نداشت .به عبارت دیگر  ایران برای خیلی از هنرمندان به زندان تبدیل شده بود .

ناگفته نماند که حضور فعال موسیقی سنتی در آن دوران را مدیون تلاش و زحمات اساتید بزرگی مثل محمد رضا لطفی ٬ حسین علیزاده ٬ محمد رضا شجریان و.... هستیم.که با داشتن نگاهی اجتماعی٬ در آن برهه ی حساس٬ هوشیارانه به حرکت های اجتماعی پیوستند و جریانی را در موسیقی ایران ایجاد کردند که تا امروز ادامه داشته . در حقیقت خود را تحمیل کردند و گر نه متحجرین بدشان نمی آمد همچون قرنهای گذشته نغمه سرایان این سرزمین را به کلی خاموش کنند.ولی این بار هم مثل گذشته ناکام بودند ٬گرچه پیشینیانشان موسیقی شاد ما را به نوحه تبدیل کردند٬ اما این بار نشد.البته سیر تحول موسیقی سنتی ما خود داستان طول و درازی دارد که خارج از بحث ماست.

به فاصله چند سال بعد از انقلاب تقریبا موسیقی غیر از موسیقی سنتی در ایران تولید نمی شد .بیشتر ترانه هایی  که مردم گوش می دادند توسط هنرمندانی که به خارج از کشور کوچ کرده بودند تولید می شد.خیلی سازها مانند گیتار در داخل کشور ممنوع بود. بیشتر اساتید موسیقی خانه نشین بودند و یا به صورت محدود شاگردانی را تربیت می کردند.

 در آن سالها موسیقی تولید شده در خاج کشور (توسط هنرمندان ایرانی خارج از کشور ) جوابگوی سلیقه های مختلف بود .ترانه های پاپ با کیفیت و موضوعات مختلف ٬تولید و وارد کشور می شد. تقریبا تمام مردم  آهنگهای قدیمی را گوش میدادند یا ترانه های تولیدی خارج از کشور را٬ البته غیر آن عده ای که با موسیقی سنتی انس و الفتی داشتند.

اما در این سالها نسل جدیدی در خود کشور بوجود آمد.نسلی که بعد از انقلاب زاده شده . با محدودیت و سانسور بزرگ شده. رشد کردن در چنین محیطی باعث می شود که فرد در مقابل سرکوب و بگیر و ببند و... مقاوم میشود و روش هایی تازه را برای فرار از سانسور پیدا خواهد کرد.

نسل امروز هم مثل قبلی ها صدای خودش را دارد و در مبارزه ای بی امان با محدودیت ها هر روز این صدا بلندتر می شود.

اما مشکلات زیادی بر سر راهش وجود دارد ٬به هر حال برای خلق یک اثر هنری ناب باید زمینه آن مساعد باشد.جدا از تمام محدودیت ها٬سنگ اندازی های زیادی هم در راه فعالات هنر٬بخصوص موسیقی صورت می گرفت. بطوری که علاوه بر ندادن اجازه برای انتشار اثر٬ جرای زنده و نبود امکانات مناسب از قبیل٬ در دسترس نبودن تجهیزات ضبط و مکان تمرین مناسب٬محدودیت های دیگری از قبیل ممنوع کردن خرید و فروش بعضی سازها ٬بالا بودن قیمت ها ٬نبود مراکز آموزشی مناسب و اساتید مجرب و ... به وجود آمده بود و بارها به هنگام تمرین یا اجرایی خصوصی٬ آلات موسیقی را توقیف و یا حتی تخریب می کردند و مشکلاتب برای اجرا کنندگان ایجاد می کردند. از طرفی یک گسست بین دو نسل از موزیسن ها ایجاد شده بود و امکان آموزش درست وجود نداشت و یا کم بود. بیشتر کسانی که وارد عرصه می شدند سردر گم و سر خورده می شدند. کسانی تاب تحمل مشکلات را داشتند انگشت شمار بودند ولی جریان را همین تعداد محدود پیش می بردند.در واقع فشارها و محدودیت ها از این مواردی که من ذکر کردم بسیار بیشتر بود .شاید امروز آنچنان قابل تصور نباشد.این را هم باید اضافه کنم که تا چند سال قبل (تا حدودی هم امروز) قدم گذاشتن در این راه٬ طبیعتا هیچ بازدهی مالی نداشت .کسانی که زندگی خود را در راه گزاردند بار مشکلات اقصادی فراوانی را هم معمولا بر دوش می کشیدند.بطور قطع اگر عشق و اعتقاد نبود٬ هرگز کسی در این راه دوام نمی آورد.

با تمام این مشکلات اولین حرکتها بصورت بسیار محدود آغاز شد٬ بطور دقیق نمی توان تاریخ شروعی را مشخص کرد چون جریانی زیرزمینی است که بصورت غیر رسمی٬ اوایل کمی مخفی و بیشتر در محافل خصوصی٬ بین افرادی خاص شروع شد. اجراها همه خصوصی بود و ریسک بالایی داشت٬ اثار هم معمولا دست به دست منتشر می شد .

احتمالا این سوال پیش می آید موسیقی پاپ داخلی که امروز بسیار بازار پر رونقی دارد از چه زمانی شروع شد.باید بگم که چند سال بعد از جنگ٬  هنگامی که مسئولان احساس کردند جامعه به آن نیاز دارد (شاید در نظر آنها به عنوان سوپاپ ) شروع بکار کرد و کم کم تولیدات پاپ داخلی از تولیدات موسیقی سنتی بیشتر شد و در سالهای اخیر هم به اوج خودش رسید .

جدا از مسئله کیفیت آثار مجاز انتشار یافته در این سالها٬ (گرچه بر خلاف کمیت ٬از نظر کیفیت چندان قابل توجه نبوده) نوع برخورد ممیزی های وزارت ارشاد با موسیقی های معترض و متفاوت به گونه ای بوده که اکثر موزیسین ها ترجیح می دهند فعالیت زیرزمینی خود را با تمام مشکلات ادامه دهند و خیال  کسب مجوز و انتشار رسمی اثرشان در داخل کشور را نداشته باشند.البته در اوایل روی کار آمدن دولت خاتمی از سوی وزارت ارشاد آزادی های محدودی داده شد .اولین اجراها زنده رسمی برگذار شد .گروههای مختلفی که سابقا هیچ سابقه اجرای رسمی نداشتند بر روی صحنه آمدند.

در این دوره اکثرا گروهها  آثار هنرمندان معروف خارجی را اجرا می کنند یا کارها تقلید صرف از هنرمندان معروف است. با اطمینان می توانم بگویم اولین اثری که موسیقی زیر زمینی ما را تکان داد ( البته چندان زیر زمینی نبود و تقریبا تمام مردم شنیدند)٬ آلبوم "نهال حیرت" اثر کروه اوهام بود که در سال هفتاد هشت منتشر کردند ٬ اشعار از حافظ بود با موسیقی راک .گرچه در نهایت موفق به کسب مجوز و انتشار رسمی نشد٬ اما اینبرنت کمک شایانی به انتشارش کرد و آلبوم را به خانه های مردم آورد٬ این آلبوم تاثیری غیر قابل انکار در جریان موسیقی ما داشت.خیلی ها از آن به عنوان مبدا یاد می کنند.

از آن پس اینترنت هم وارد بازی شد و به وسیله ی ارتباط هنرمند و مخاطب یا هنرمندان با هم تبدیل گشت ٬شاید پیشرفت اصلی هم به دلیل برقراری همین ارتباط صورت گرفت. 

یکی دیگر از اتفاقات میمونی که در این عرصه رخ داد٬ برگزاری مسابقه اینترنتی موسیقی زیر زمینی به نام UMC  در سال هشتاد و یک بود که تاثیر زیادی بر رون موسیقی زیرزمینی و مستقل ما داشت. باعث آشنایی بیشتر٬ مردم با هنرمندان شد. گروههایی مانند امرتاد ٬۱۲۷ و... در این مسابقه مطرح شدند .

این مسابقه در سالهای 83 و 84 به ترتیب با نامهای TAMO و TAMF بر گزار شد که باز هم تاثیر گذار بود و هنرمندان زیادی فرصت مطرح شدن پیدا کردند (امسال این سایت مسابقه ی  فیلم های تک پلانی را ترتیب داده)

البته من قصد ندارم تاریخ نگاری بکنم٬فقط یک مقدار آشنایی. چون بعدها بیشتر در این باره خواهم نوشت.

به هر حال امروز موسیقی زیرزمینی ما جریانی قابل اعتنا است . افرادی که در این عرصه فعالیت می کنند به دور از نظریه پردازی وحرف زدن های بی فایده و نالیدن از شرایط٬ دست بر زانوهای خود گذاشته اند و با تمام محدودیت ها و سنگ انداختن ها به فعالیت در این عرصه ادامه می دهند .

به جرات می توانم بگم علاوه بر مبارزه با مشکلات٬ بسیاری از فعالان این جریان از پیشگامان نوگرایی در موسیقی هستند و به معنای دقیق کلمه موسیقی آنها را می توان متفاوت نامید(مانند: محسن نامجو)

آخر پستم دلم می خواهد از بعضی از گروهها و هنرمندان موسیقی زیر زمینی و مستقل که در متن فرصت معرفی آنها پیش نیامد نام ببرم٬ مانند: هیچ کس که به تازگی آلبوم جنگل آسفالت را منتشر کرده ٬ رپ ایرانیه ایرانی توصیف خوبیه برایش است ولی فکر کنم کمه.٬گروه ميوت ايجنسي که موزیک جالبی داره٬ کهت میان که یکی از بهترین گروهها در سبک متال است. یه پیشنهادم هم آلبوم آدم معمولی اثر گروه راک کیوسک است٬ کار ارش سبحانی آدم را یاد مارک نافلر می اندازه. البته خیلی ها دیگر هستند مثل فانوس که راک می زنه با اشعار سهراب سپهری. یا سالومه که یکی از رپر های خوب ماست.البته خیلی های دیگر هستند که اگر فرصت بشود از آنها خواهم نوشت اما اگر الان می خواهید بیشتر بدانید به سایت های زیرزمین ٬کلاه استودیو یا کافه طهران یه سری بزنید.

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 12:46 توسط امین |