تبليغاتX
نی زن در آستانه ی سپیده دم
خسته شدم!

بازم بين پست هام فاصله افتاده،الانم كه دارم مي نويسم در حقيقت بيكار نيستم اما خودمو بيكار كردم.

ديگه حوصلم سر رفته.بايد يه كاري بكنم،روزمرگي  داره اذيتم مي كنه .

فكر كنم يه جور مرگ تدريجي است.اما مي خواهم شكستش بدم...

راستش زندگي هم كمي خسته ام كرده،تنهايي،تلاش بي خودي ،امتحانات و هزار و يك جور مشكل بزرگ كوچيك .اما خدائيش تا امروز جا نزدم گرچه گاهي كم آوردم ولي خيلي زود برگشتم.

 

***

انگار هرگز اين دنيا از حركت نخواهد ايستاد و سكون حقيقت ندارد ،حركت و تغيير،حكمي است ازلي.

براستي كه همه چيز تند يا كند تغيير مي كند .اگر اين تغيير در اختيار انسانها بود اكثرا تاب آنرا نداشتند و ترجيح مي دادند هميشه ثابت و بدون تغيير بمانند.

 

***

يه شوخي با مزه با بزرگان سينما.اينجا را كلبك كنيد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:32 توسط امین |