بازم بين پست هام فاصله افتاده،الانم كه دارم مي نويسم در حقيقت بيكار نيستم اما خودمو بيكار كردم.
ديگه حوصلم سر رفته.بايد يه كاري بكنم،روزمرگي داره اذيتم مي كنه .
فكر كنم يه جور مرگ تدريجي است.اما مي خواهم شكستش بدم...
راستش زندگي هم كمي خسته ام كرده،تنهايي،تلاش بي خودي ،امتحانات و هزار و يك جور مشكل بزرگ كوچيك .اما خدائيش تا امروز جا نزدم گرچه گاهي كم آوردم ولي خيلي زود برگشتم.
***
انگار هرگز اين دنيا از حركت نخواهد ايستاد و سكون حقيقت ندارد ،حركت و تغيير،حكمي است ازلي.
براستي كه همه چيز تند يا كند تغيير مي كند .اگر اين تغيير در اختيار انسانها بود اكثرا تاب آنرا نداشتند و ترجيح مي دادند هميشه ثابت و بدون تغيير بمانند.
***
يه شوخي با مزه با بزرگان سينما.اينجا را كلبك كنيد.