تبليغاتX
نی زن در آستانه ی سپیده دم
سرنوشت آزادی خواهان در سرزمین من

Image hosting by TinyPic

اکبر محمدی، در اثر اعتصاب غذا در زندان اوین در گذشت.

اکبر محمدی دانشجویی که در جريان تظاهرات دانشجویان ایران در سال ۱۳۷۸ بازداشت و به ۱۵ سال زندان محکوم شده بود ٬ بعد از نه روز اعتصاب غذا و در دومین روز از اعتصاب قضای خشک٬در اثر ایست قلبی در حمام زندان اوین جان سپرد.

 بنا بر گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، پیکر اکبر محمدی هم اکنون برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است. بگزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، روز گذشته همزمان با بازدید هیئتی ازمجلس از زندان اوین، اکبر محمدی را در اتاقش با غل و زنجیر به تخت بسته و دهان وی را نیز بستند و در حالیکه او را کتک زده بودند به بند 350 بازگرداندند. این گزارش بنقل از زندانیان افزوده است که آثار ضرب و شتم بر بدن اکبر محمدی کاملا مشهود بوده است.

مرگ در غربت با پیکری رنجور. غریب در سرزمین خود٬ در میان دبوارهای بلند زندان.دیوارهایی که جسمش میانشان محبوس شده بود اما هرگز نتوانستند روح او را به اسارت خویش در آورند و او آزادانه زیست .

ولی چه فایده ای دارد این سوگ نامه ها ؟چه چیزی به ما می افزاید ؟چقدر از رنج و سختی دیگر آزادگان و دگر اندیشان در بند می کاهد؟

فقط به درد تسلی خاطر بازماندگان می خورد یا اینکه با این مرثیه ها بخواهیم خود را فریب بدهیم که ما هم در این سوگ شریکیم و شانه به شانه ی شما مبارزه می کنیم ٬ بعد هم یک لیست بلند بالا از شهیدانی که در این راه داده ایم تهیه می کنیم و به خود می بالیم٬ بعدش هم مثل همیشه منتظر می مانیم تا کبوتر آزادی روزی برسد و ما بر بالهایش بنشینیم و...

اما در حقیقت این شجاعترین فرزندان این ملت هستند که یکی یکی به این سرنوشت دچار می شوند.

چه باید کرد؟

باید چشم به بیگانگان بدوزیم که انها ما را نجات دهند؟ با به سرنوشت خود تن در دهیم ؟

باید بیدار بشویم.باید روشنفکران و مبارزان مردم را آگاه کنند.

آیا خون محمدی ها مردم را بیدار میکند؟ ایا....

***

 دلم می خواد این پست را با سخنی از دکتر شریعتی تموم کنم :

آزادی٬

در دامن اسارت می زاید٬

در زنجیر رشد می کند٬

از ستم تغذیه می کند٬

با غصب بیدار می شود...

های٬این سرنوشت آزادی است!

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 22:24 توسط امین |